‏نمایش پست‌ها با برچسب events. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب events. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۸ مهر ۲۴, جمعه

مقابله با تغییرات آب و هوایی با استاندارد

خب این هم یه راهش می تونه باشه...

۱۳۸۸ مهر ۱۱, شنبه

Blog Action Day

یاد پوستر و تم روز جهانی غذای پارسال می افتم... تغییرات آب و هوا و گرم شدن زمین
حتی چند ماه قبل تر، روز و هفته جهانی بهداشت 2008 هم همین تم رو داشت و چند تایی پوستر جالب که چطوری با این تغییرات سلامت انسان به خطر می افته، بدون اینکه بییننده لازم باشه کلی تکست خونده باشه...
فکر می کنم که چرا دیگه امسال خبری از این موضوع نیست؟

ما که اینجا داریم این تغییرات رو بد جوری احساس می کنیم و خاک و خشک سالی هنوز هم ادامه داره.
ولی world blog action 2009 تم تغییرات آب و هوایی رو انتخاب کرده. در 15 اکتبرکه به گفته این سایت یک روز یک موضوع هزاران صدا، قرار هست وبلاگ دارهایی که گلوبال وارمینگ و ... براشون مهم هست، اینجا ثبت نام کنند و 15 اکتبر یه پست در این مورد داشته باشند.
این سایت نوشته که این بزرگترین تغییر اجتماعی در محیط وب هست و امیدوارم که در دنیای واقعی هم نتیجه ای داشته باشه.
مشکل اصلی تولید کننده های گاز های گلخانه های هستند که ظاهرا چین باز هم اول هست و بعد آمریکا.
البته یه خبر نه چندان جدی هم خوندم که ناسا می خواد مدار زمین رو تغییر بده، یه طوری که از خورشید دور تر بشه! اصلا چطوره که خورشید رو دورتر کنیم یا دمای اون روکم کنیم؟
فقط اگه خواستیم بریم طرف خورشید یه جوری حرکت کنیم که شب برسیم!
یه راه سخت دیگه هم برای من اینه که یه روزی که مهم نیست چندم چه ماهی هست برم یه جای دیگه که هنوز بارون می یاد...




۱۳۸۸ فروردین ۳, دوشنبه

بومیایی-2

22 مارس روز جهانی آب بوده، به این مناسبت بد نیست نگاهی به این خبر بندازید. البته آبادان و خرمشهر خیلی وقته که دیگه به اسم ها شون ربطی ندارند و با این شرایط بدتر... آبادان و خرمشهر!
در مورد EC آب هم اینجا رو ببینید.
و کارون هم که همیشه این موقع از سال پر از آب بوده و تقریبا توی زمستون حتما انقدرپر آب می شد که جاده ساحلی بره زیر آب و 2-1 روز بعد یه تیکه آسفالت کج و کوله بیاد بیرون این روزها قابل پیاده روی شده! من تجربه اش رو دارم!
اینکه این ها ربطی به انتقال آب کارون از سرچشمه هاش، به قم و کرمان و این ور و اون ور داره هرچی شما بگید دیگه...

...


امروز تولد بعضی هاست!


۱۳۸۷ بهمن ۲۴, پنجشنبه

حسنی نگو یه دسته گل...


کی می تونه بگه که دوران کودکی اش بدون "حسنی" گذشته؟
و مامانش یا باباش براش نمی خوندن توی ده شلمرود ... حسنی... و بعد اونم جواب نمی داد تک و تنها بود...
فکر می کنم همه ما، هنوز هم چند خطی از شعر کتاب رو حفظ باشیم!
حسنی نگو یه دسته گل و دزده و مرغ فلفلی جز اولین کتابهای زندگی اکثر ما بوده!
خبر رو
دیشب خوندم.
منوچهر احترامی -خالق این همه خاطره و اصالت و ماندگاری-درگذشت.
یادش گرامی و
خدایش بیامرزاد...
.
.
.
[امشب توی ماشین بودم که از رادیو تمام شعر "حسنی نگو یه دسته گل" رو با صدای خود منوچهر احترامی شنیدم...
آقای احترامی ممنونیم که برای ما خاطره ساختید به این قشنگی!]

۱۳۸۷ بهمن ۱۵, سه‌شنبه

آبهای نیلگون خلیج فارس

از نیمه دوم سال 87 مردم جزایر و شهرهای ساحلی شرق خلیج فارس با پدیده ای نادر رو به رو بودند، دریای قرمز به جای آبی. کیش، قشم، هرمز و بندر کنگان و ...
کشند قرمز- red tide- دلیل مرگ ماهی ها و سایر آبزیان و پرندگان ساحلی خلیج فارس در این مدت بوده.
این موجود نوعی تک سلولی فتوسنتز کننده یا فیتو پلانکتون هست که در جمعیت زیاد به دلیل وجود رنگیزه قرمز ظاهری قرمز به آب دریا می ده.
مشکلی که اینجا وجود داره زیاد شدن جمعیت این تک سلولی و به دنبال اون کاهش اکسیژن محلول در آب هست و همینطور این
موجودات نوعی نوروتوکسین تولید می کنند که سبب مرگ بقیه موجودات وابسته به دریا خواهد شد.
دلیل این افزایش جمعیت آلودگی های زیست محیطی ناشی از فعالیت های انسان، به خصوص آلودگی های نفتی- که در خلیج فارس کم نیست- و ورود فلزات سنگین و فاضلاب های صنعتی و خانگی به آبهاست که محیطی مغذی رو برای این جلبک تک سلولی فراهم می کنه.
هرچند که دلایلی از جمله تغییر فصل و تغییر دما هم گفته شده که در ایجاد این پدیده موثر هستند.
در هر اکوسیستمی گاهی تعادل به نفع یا ضرر یک گونه کمی تغییر می کنه و دوباره به حالت اول برمی گرده، اما به نظر نمی رسه چیزی که اینجا اتفاق افتاده "تغییر کم تعادل" باشه.
شاید تغییرات آب وهوا هم نقش داشته باشه ...
به هر حال رد پای بشر به چشم می خوره!
الان دارم به قشم فکر می کنم که آذرامسال اونجا بودم. درسته که طبیعت قشنگ و منحصر به فردی داشت ولی خب چیزی که به چشم میومد فقر و توسه نیافتگی جزیره بود. وقتی که ماهیگیری یکی از فعالیت های مهم اقتصادی اون حوالی باشه این پدیده مخرب دورنمای امیدوار کننده ای رو نشون نمی ده.
فقط امیدوارم که هر چه زودتر این مشکل حل بشه.


تصویر میکروسکپی متهم اصلی (Karenia brevis)


۱۳۸۷ دی ۲۹, یکشنبه

چرا استیو جابز لاغر شده؟


In 1983, Steve Jobs lured John Sculley away from Pepsi-Cola, to serve as Apple's CEO, saying:

"Do you want to spend the rest of your life selling sugared water to children, or do you want a chance to change the world?"

این شاید تنها یک نمونه از تفکر متفاوت استیو جابز باشه... استیو جابز بنیانگذار و مدیرارشد عملیاتی شرکت اپل که مدیرعامل کمپانی انیمیشن سازی پیکسار بوده (داستان اسباب بازی ها، در جستجوی نمو، ماشین ها، و از همه مهمتر رتتویی و وال-ای رو که آشنا هستید؟) این روزها به دلیل "کاهش وزن" باز هم تیتر رسانه ها شده ولی دلیل این کاهش وزن و سلامت "استیو جابز" هنوز در پرده ای از ابهام قرار داره.

چرای کاهش وزن آقای جابز برای افکار عمومی حل نشده است، به خصوص بعد از عدم حضور ایشون در MacWorld Expoامسال.

خود استیو جابز 53ساله گفته که این مساله، یک مشکل تغذیه ای وعدم تعادل هورمونی هست که باعث شده پروتئین های ضروری بدنش رو از دست بده و با این توضیحات شاید خواسته که توجه رسانه ها رو از احتمال عود دوباره سرطان پانکراس 5-4 سال قبلش منحرف کنه چون همینجوری و با ظاهر لاغر جابز سهام شرکت اپل افت پیدا کرده...

البته عدم تعادل هورمونی و از دست رفتن پروتئین های ضروری سرنخ و علامت روشن و بارزی نیست. در پزشکی از دست رفتن پروتئین "ضروری" معنی خاصی نداره بلکه از دست رفتن پروتئین به دلیل بیماری یا سوء تغذیه و... اتفاق می افته که علامت یک اختلال می تونه باشه و نه علت، و یااینکه منظور جابز آمینو اسید ضروری بوده...

در کاردرستی و تاثیر گذار بودن تفکرات و تراوشات ذهنی استیو جابز بر دنیای امروز و کامپیوتر و الکترونیک و خانگی کردن کامپیوتر و آی پاد و ... شکی نیست ولی خب وقتی یه کامپیوتری و یه آدمی که ذهنش مهندسی شده بخواد در مورد مسائل پزشکی صحبت کنه همین می شه دیگه! بهونه خوب نمی تونه بیاره...!

اینجا رو هم بخونید


رونوشت:

برادر جان سینیور

۱۳۸۷ آذر ۲۹, جمعه

قشم...

آدم چند روز بره بندر عباس و قشم و بازعاشق بشه...
و وقتی می خواد برگرده کلی غصه دار بشه که پیش میاد دوباره برگرده...
من اونجا عاشق گل های استبرق شدم و گل کاغذی های نارنجی و زرد و کاکتوس هایی که گوشه کنار شهر داشتند زندگی خودشون رو می کردند...

عاشق جنگل های حرا که ریشه عجیبشون آب شور دریا رو تصفیه می کرد و اکوسیستمی
که تو دنیا تک هست و انقدر ذوق کردم وقتی شنیدم که بافت اسفنجی ریشه، نمک آب رو می گیره که راهنما از قایق پیاده شد و یه ریشه برام جدا کرد!
"آب رو تصفیه میکنه"! این کار به راحتی صرف کردن فعل "تصفیه کردن" نیست. مطمئنا... کلی پمپ و کانال تخصص یافته باید توی غشای هر سلول ریشه باشه و بافت های تخصصی و مسیرهای یونیک بیوشیمیایی ...

و عاشق همه پرنده هایی که توی این جنگل ها زندگی می کردند و مارمولک های سیاهی که در گل ولای زمین جنگل بودند و پوست سیاهشون زیر نور آفتاب برق می زد...


و اینکه اونایی که صبح رفته بودند جنگل حرا شاخه های بالایی درخت ها رو دیده بودند و من که ظهر اونجا بودم یه دنیای دیگه دیده بودم...


و مبهوت جزر و مد شدم و اینکه صبح زود آب بالا بود و ظهر که می شد خیلی از قایق ها و لنج ها به گل نشسته بودند! اینکه به این وضوح تاثیر جاذبه ماه رو روی زمین ببینی به جز شیفتگی هیچ راهی برات نمی مونه ... حالا هر چقدر هم که قبلا خونده باشی و شنیده باشی...

و خلیج فارس که زیادی آبی بود وعمیق و بزرگ و شور!


و اینکه توی ساحل فلامینگو می دیدی! شاید به همون راحتی که گنجشک می بینی تو شهرت و فکر میکنی که از این پرنده ها با پر و نوک گل بهی فقط تو فیلم های مستند خارجی می شه دید!





(گل استبرق، وقتی صبح روز اول، به محض بیرون اومدن با همچین منظره ای مواجه بشید خب باید "دل از کف بدهید"!)

(جنگل حرا، حد مد مشخص هست... )

( راهنمای محلی قایق که داره یه ریشه جدا می کنه)

(تمام جزیره رو ناهمواری هایی رسوبی شبیه این پوشانده بود)


(غار های خربس هم در دل تپه ها و بلندی ها بود، یادگار حضور پرتغالی ها... قشم "قدمت" داشت و تاریخ...)


(پرتغالی ها در این غارها که خودشون درست کرده بودند مستقر بودند و از این جا می تونستند جزیره رو زیر نظر داشته باشند)


(بر روی دیواره های غار چهره هایی نقش بسته بود )


(این هم ، ورودی غارهای خربس! شیوه جدید عکاسی... خود مستند نگاری یا Auto-shadow-photography! )


(حتی سوار قایق هم شدم!)


(قایق حتی خیلی تند می رفت...!)

(...)

ولی خوشحالم که ناشناخته است جایی مثل قشم و دور از دسترس هست و امیدوارم هیچ وقت مثل شمال و دریای خزرو روستای کندوان و دریاچه گهر شناخته نشه که پر از زباله و پلاستیک بشه و با داس سرخس های جنگل های نزدیک ساری رو ببرند که غذای دام بشه و شاید برای اینکه تکه زمینی رو صاحب بشند...

و امیدوارم که به امید "رونق اقتصادی" اونجا هیچ وقت شلوغ نشه وقتی که به طبیعت و محیط زیست و اهمیت "ذخیرگاه زیستی" بودن و اثرات بهم خوردن اکوسیستم و نابودی گونه ها و تبعات منفی حضور توریست حتی فکر نمی کنیم...

و امیدوارم که هیچ سربازی روی دیواره های غارهای تو در توی خربس یادگاری ننویسه و تاریخ حضور نزنه!


البته می دونم که اونجا از اهواز همیشه مرداد تر هست و شرجی و گرمای وحشتناک تری داره و شاید همه اینها به خاطر هوایی بود که به شدت خوب و بهاری بود و آفتاب ملایم و وزش باد ساحلی خنک... ولی مطمئنم که من عاشق همه این ها شدم و می مونم...

۱۳۸۷ آذر ۱۱, دوشنبه

روز جهانی ایدز


داریوش اگر می دونست که بعدا بیماری ایدز به شمار بیماری های گریبانگیر بشر اضافه می شه، اون هم در زمانی که دوره هولوکاست بیماری های عفونی به سمت بیماری های غیر واگیردار مثل دیابت و بیماری های قلبی و عروقی شیفت پیدا کرده و یکی از راههای انتقال این بیماری جزء "مگو" های فرهنگ ایرانی-اسلامی و تابوهای صدا و سیما و مدارس هست، حتما می گفت " خدایا ایران را از شر دروغ و خشکسالی و ایدز محفوظ بدار..."

آمار مبتلایان شناخته شده در ایران حدود 18-17 هزار نفر هست که تخمین زده می شه با احتساب ناشناخته ها چیزی حدود 70 هزار نفر باشند. هر چند ظاهرا به تعداد میکروفن های موجود آمار داریم! سرچ کنید تا ببینید...


(نقشه پراکندگی مبتلایان به ویروس ایدز)

۱۳۸۷ آبان ۲۹, چهارشنبه

ملامین

گاهی آدم می مونه که این خلاف کارها، راه خلافکاریشون رو چه طوری پیدا می کنند و بعد مطمئن می شه که بین خلاف کار بودن و بهره مند بودن از درجاتی از تیزهوشی احتمالا یک رابطه آماری نه چدان خوشایند وجود داره...

آخرین خلاف Large scale که خوندم داستان اضافه کردن پودر ملامین به شیر و شیر خشک بچه و غذای حیوانات چینی ها بود.

برای اندازه گیری پروتئین مواد غذایی و تعیین سطح کیفیت یک محصول، روشهایی وجود داره، مثل کلدال، که اساس اونها اندازه گیری مقدار نیتروژن در آزمودنی و تخمین مقدار پروتئین هست.

ملامین، که کاسه بشقابش رو همه دیدیم، همونطور که در شکل پایین مشخص هست یک ترکیب غنی از نیتروژنN) ) هست.


در چین به شیر خام، آب اضافه کردند تا حجمش بیشتر بشه.

و چون می دونستند که کارخونه های شیر خشک و غذای بچه قبل از خرید شیر اون رو از لحاظ پروتئین آزمایش می کنند برای اینکه درصد پروتئین شیر بالا نشون بده، پودر ملامین اضافه کردند.

نتیجه این می شه که در صد نیتروژن این شیر آبکی و در نتیجه پروتئین اون به طور کاذب بالا می ره و شاید بیشتر از اولش!

ملامین یک کریستال نامحلول و غیر قابل هضم هست که نهایتا باید توسط کلیه ها دفع بشه. و این کریستال های نامحلول به کلیه آسیب می رسونند و سبب نارسایی کلیه و سنگ کلیه خواهند شد. و مصرف کننده این ملامین ها نوزادان هستند...

در 18 سپتامبر در چین بیش از 6240 مورد سنگ کلیه نوزادان و 3 مورد مرگ ناشی از سنگ کلیه گزارش شد و همین باعث مشکوک شدن مقامات بهداشتی چین و سازمان ملل شد چون سنگ کلیه در نوزادان بسیار نادر هست. بقیه داستان رو از اینجا بخونید...

البته چینی ها به نظر می رسه بیکار ننشستند و در حال صادر کردن شاهکار تغذیه ای-شیمیایی خودشون به تمام کشورهایی هستند که پورت های قاچاق بیشتر و فعال تری به نسبت پورت های رسمی و قانونی دارند...

۱۳۸۷ مهر ۱۶, سه‌شنبه

تغییرات آب یا هوا یا چی؟

یک ماه بیشتر هست که قرار شد به بهانه روز جهانی غذا از طرف مرکز پزشکی ما برای خانواده کارکنان یه سازمان که مهمترین نهاد در مدیریت آب و انرژی استان هست برنامه ای با محوریت تغذیه و سلامت بر گزار بشه. البته با یه کنفرانس در مورد بحران غذای امسال برای کارکنان.

یکی از برنامه ها نصب پوستر روز جهانی بر بیل بورد این سازمان بود. چند روز پیش من CD پوستر رو که فارسی کرده بودم به آقای مدیریت محترم مرکزپزشکی دادم.

وقتی پوستر رو دید اخماش تو هم رفت و گفت این چیه کشیدی؟ نه قشنگه نه پیامی داره... تغییرات آب و هوا یعنی چی؟

کمی طول کشید تا توضیحات من در مورد این که اینو من نکشیدم (!) بلکه فائو منتشر کرده موثر واقع شد...


]دفتر مدیر روابط عمومی سازمان [

آقای مدیریت محترم مرکز: خانم فلانی در کلینیک تغذیه مرکز پزشکی هستند و قرار شده به مناسبت روز جهانی غذا برنامه داشته باشیم. این پوستر روز جهانی غذاست در مورد تغییرات آب و هوایی... البته تغییرات هواش به ما ربط نداره ولی تغییرات آب مربوط می شه به ما و جدیدا آب اهواز... !

آقای مدیریت روابط عمومی سازمان: بله البته ما دوست داریم همه چیز رو به هم ربط بدیم...(کمی خوشحال شدم، مثل اینکه این می فهمید)... اتفاقا ما امسال خشکسالی و کم آبی بدی داشتیم. بازده نیروگاه های ما بد بوده...

من: خب موضوع هم در مورد همین چرای خشکسالی و تاثیر اون بر زندگی ماست، بحث تغییرات آب و هوایی تو دنیا شناخته شده است برای این می خواستم پوستر روی بیل بورد بره تا چشم مردم با این مفهوم حداقل آشنا بشه...

آقای مدیریت روابط عمومی سازمان: خب من که گفتم امسال به دلیل خشکسالی با کمبود بودجه روبه رو هستیم. هزینه های جانبی رو سعی داریم حذف کنیم. راستی شما بخش تغییرات آب کار کردین یا تغییرات هوا؟

...

کسی چه میدونه شاید حذف هزینه های جانبی هم یه پیامد گرم شدن زمین و تغییرات آب و هوایی باشه!

بهتر دیدم قبل از اینکه کل برنامه هزینه جانبی بشه بی خیال تمام برنامه ها بشم. Schneider Huffman هم که نیست...

خدا رو شکر خیلی ناگهانی برنامه یک هفته ای کلاس های آموزشی انجمن دیابت تهران پیش اومد. 20 تا 25 مهر!

فعلا برای اینکه با دلیل موجه و باکلاس تونستم فرار کنم دوازده هزار و دویست و شونصد تا خوشحالم!


۱۳۸۷ مهر ۶, شنبه

چارلی و کارخانه سریال سازی

این سالها همش تو حرف زدی...

تو چه حیوونی هستی...

مرد باش پای کارت وایسا...

این آتیشی هست که خودت سوزندی...

به وجودت افتخار می کنم...

می دونی چرا خدا به ما 32تا دندون داده ولی یه زبون؟ تا اول حرفامون بجویم اگه تلخ بود...

مهم نیست آدم تو چه سن و سالی پدر و مادرش رو از دست بده، تو هر سنی ...


[این جملات تکراری، حاصل یک روز شنیدن صدای فیلم های کشدار مناسبتی ماه رمضون امسال بود! و شاید حاصل دیدن و شنیدن خیلی از سریال های بی مزه دیگه...

این Hitها(!!!) رو که داشتم تایپ می کردم یاد پوستر اسکار 2007 افتادم که یه تایپو گرافی جالب از دیالوگ های ماندگار فیلم های معروف بود. اون Rosebud که بالای پوستر از همه درشت تر نوشته شده و اشاره ای به فیلم همشهری کین هست رو از همه بیشتر دوست داشتم. راستش وقتی فیلم رو دیدم و آخرش فهمیدم قضیه رزباد چیه گریه ام گرفت یا اومد یا شد یا هر چی ... تازه اون موقع هنوز به دوران سورتمه و رزباد خودم 4 سال نزدیک تر بودم... ]


(پوستر اسکار 2007)


۱۳۸۷ شهریور ۲۰, چهارشنبه

نیواورلئان شدگان

خب گاهی وقت ها انقدر درگیر هستی که یادت می ره وبلاگ داری تا اینکه طوفان بیاد و زندگیت با خاک یکسان بشه!

دیشب حدود 8:30 به طور ناگهانی طوفان شد. حتی نزدیک شدن توده غلیظ گرد و خاک رو دیدم. این طوفان که هنوز اسم نداره بعد از یه ساعت با اومدن بارون ادامه پیدا کرد و تا نیمه های شب طول کشید.

تو راه برگشتن به خونه کلی درخت شکسته بود. شب عجیبی بود. اون همه خاک و بعد بارونی که حتی آبان هم منتظرش نیستیم و آب گل آلودی که تمام سطح شهر رو گرفته بود...

در مدت زمان کمی شهر تاریک و تعطیل شد و مانع عکس گرفتن بیشتر!

باد تمام دایره زنگی ها رو از جا کند! تمام شب صدای قل خوردنشون شنیده می شد! حتی اینترنت هم اوضاع روبه راهی نداشت. این شد که الان از دنیا بی خبریم! فقط به طور کلی می دونم که این شرایط دامنه وسیعی داشته.

ظاهرا قرار هست که ست بلایای طبیعی اهواز و شهرهای دور و بر کامل بشه! زلزله، طوفان و احتمالا باید منتظر سیل باشیم!

خب دیگه تغییر اقلیم، سیل، خشکسالی، برف و بارون بی موقع و بیش از حد و ... همه نشونه های گرم شدن زمین هست.

این سایت جالب رو یه نگاه بندازید. هم علائم گرم شدن زمین رو می تونید ببینید و هم اینکه هر کدوم از این علائم در کدوم نقطه از جهان خودش رو نشون داده.

در مورد ایران هم اینو می خونید:

147. Iran - Desiccated wetlands, 2001 Ninety percent of wetlands have dried up after 2 years of extreme drought. Much of South West Asia has experienced a prolonged three-year drought that is unusual in its magnitude. Out of 102 years of record, 1999, 2000, and 2001 rank as the fifth, third, and seventh driest on record. 1999-2000 was the driest winter on record.

و در مورد خلیج فارس:

52. Persian Gulf - Coral reef bleaching.

باید باور کنیم زمین حالش بده...!

البته چرا زمین داره گرم میشه رو عمدتا از کشورهای صنعتی باید پرسید که مسئول تولید بخش بزرگی از گازهای گلخانه ای مثل کربن دی اکسید هستند.

دیشب تو اون شلوغی چند تا عکس هم گرفتم به امید اینکه این آخرین طوفان خاک باشه!




اینم از بارون :


راستی همه دنیا، طوفان هاشون اسم دارن، شما در این مورد نظر یا پیشنهادی ندارین؟


۱۳۸۷ شهریور ۷, پنجشنبه

زلزله- هفتم شهریور87

امشب، حدود ساعت 2:20 زلزله اومد. طوری که اصلا نمی شد نادیده گرفت و همه رو بیدار کرده بود! اینو از سر و صدایی که از خیابون میومد می شد فهمید.
بزرگی زلزله 5/6(پنج و شش دهم) اعلام شده و مرکز اون هم در عراق بوده. ظاهرا استان لرستان و ایلام هم درگیرشدند...
برای اطلاعات بیشتر می تونید اینجا رو ببینید... یا سایت پژوهشگاه بین المللی زلزله شناسی و مهندسی زلزله
در این نقشه ویژگی های دقیقتر رو می تونید ببینید.
ولی برای جزئیات بیشتر و آمار خسارت و ... باید تا فردا صبر کرد.
اگر دیگه ندیدمتون خداحافظ!
گفتم شب که می خوابید موبایل هاتون رو ویبره نباشه...!


۱۳۸۷ مرداد ۱۹, شنبه

المپیک MADE IN CHINA

دیروز، از صبح زود ساعت 12-11، در حال کانال گردی و پرس وجو از دوستان بودیم تا حتما حتما افتتاحیه المپیک رو کامل کامل بینیم. شب قبلش هم در حال وبگردی برای پیدا کردن کانال هایی بودیم که مراسم رو نشون می دادند. نهایتش این شد که از ARD ، یکی از شبکه های اشنایدر اینا افتتاحیه رو دیدم.

چینی ها جمعیت، تکنولوژی و نظم در حد ثانیه و پیکسلشون رو بد جوری به رخ کشیده بودند. ولی خب به نظرم یه کم برنامه چینی بود!

خیلی بد شد که خود اشنایدر در دسترس نبود تا ازش بپرسم اشتادیوم یعنی چی که این مجری های کانال ARDتکرار می کردند؟ همشو می فهمیدم چی می گن به جز اشتادیوم...

۱۳۸۷ تیر ۱۶, یکشنبه

پایان فصل سرد امسال

پرونده انواع و اقسام کنکورهای امسال و از همه مهمتر و سرنوشت ساز تر کنکور سراسری دانشگاه های دولتی وکمی کمتر دانشگاه آزاد آخر هفته پیش بسته شد. به نظرمن قضیه کنکور احمقانه ترین حرکت جمعی است که تو ایران اجرا می شه و هر سال یک سری خانواده تو ایران در گیر خواهند شد. 18-17 سالگی به هیچ وجه مناسب سرنوشت ساز بودن و تصمیم گرفتن در مورد آینده نیست. هرچند که تنها چیزی که مهم نیست تصمیم خود داوطلب هست.

تا جایی که می دونم تقریبا همه جای دنیا بعد از دبیرستان یکی دو سال رو به عنوان کالج یا پیش دانشگاهی یا هر اسم دیگه هویجوری درس می خونند تا بفهمند از چی خوششون میاد بعد تصمیم نهایی رو می گیرند. که باز هم اگه با رشته انتخابیشون حال نکردند راه برگشت دارندو از 18 سالگی اتیکت نمی خورند. خیلی بده جایی زندگی کنی که مثل تولد و مرگ، انتخاب رشته تحصیلی و به دنبال اون کار یک بار برای همیشه باشه.

نمی دونم شما این صحنه رو دیدید یا نه؟ روز کنکور جلوی حوزه ها چقدرپدر و مادر جمع می شن و زیر لب دعا می خوونن و تسبیح و گاهی اشک و ... به شدت ناراحت کننده است. تن دادن این همه آدم به همچین وضعیتی ... آخه این مدل دانشگاه رفتن که تو نص صریح اسلام نیومده!

خب به هر حال همه چیزمون باید به همه چیزمون بیاد دیگه!!!


۱۳۸۷ تیر ۴, سه‌شنبه

دیب دمینی!


:::قابل توجه همه آدم های بی رگ و بی غیرت و بی بخار و همه اونهایی که سیب زمینی شبیه اونهاست:::

سالتون مبارک

(سازمان بهداشت جهانی امسال رو سال سیب زمینی نامگذاری کرده!)

البته این نامگذاری به دلیل نشان دادن اهمیت سیب زمینی به عنوان یک ماده غذایی با ارزش در رژیم غذایی مردم دنیا و به ویژه کشورهای در حال توسعه است.

اینطور گفته شده که این نامگذاری برای جلب توجه دنیا به این نکته بوده که سیب زمینی می تونه در برقراری امنیت غذایی و رفع گرسنگی مفید باشه.

تسهیلات اجرایی هم بر عهده FAO هست.

و خلاصه اینکه هدف احیای آگاهی های عمومی در مورد ارتباط بین فقر و امنیت غذایی و سو تغذیه بوده و اینکه سیب زمینی می تونه نقش مهمی در تقابل با گرسنگی داشته باشه.

البته امسال علاوه برسال سیب زمینی مشترکا سال بهداشت آب و فاضلاب هم هست.

حالا چرا سیب زمینی؟

با افزایش قیمت گندم، برنج و ذرت که به دنبال کاهش ذخائر و افزایش هزینه های تولید این محصولات ایجاد شد، نگرانی هایی در مورد کمبود ها و بی ثباتی های کشور های کم در آمد به وجود اومد و نگاه ها به سمت این محصول جلب شد که می تونه فشار ناشی از تورم جهانی قیمت غذا رو کمتر کنه.

این محصول به طور جهانی تجارت نمی شود وفقط بخشی از کل تولید آن به سیستم تجارت جهانی وارد می شود. بنابراین قیمت نهایی اون رو قیمت تولید و قوانین بازار های محلی تعیین می کنه وکمترتحت تاثیر نوسانات بازارهای بین المللی قرار داره.

سال 2007 در دنیا 320 میلیون تن سیب زمینی تولید شد.

جالبه که بدونید سال 2004 سال برنج بوده.

و یه نکته مهم دیگه اینکه امسال سال سیب زمینی میباشد نه سال سال چیپس و سیب زمینی سرخ شده با سس کچاپ نمایشگاه کتاب و یا چیپس و پنیر بغل پیتزا! به هر حال بخش عمده اهمیت سیب زمینی به عنوان یه ماده غذایی سرشار از نشاسته است که می تونه شکم مردم گرسنه رو سیر کنه... و البته منظور گرسنگی مزمن مردم کشور های فقیر هست .

مثلا در کشور پرو دولت برای کاهش واردات هزینه بر گندم مردم رو به استفاده از آرد سیب زمینی در پخت نان تشویق می کنه.

در ضمن بزرگترین تولید کننده سیب زمینی در دنیا چین می باشد!

این تصویر تولید سیب زمینی رو در دنیا و در سال 2005 نشون میده

(نقطه سبز تولید کشور چین رو با 73,461,500 تن نشون میده، نقاط زرد 10 درصد تولید چین رو در سال داشتن و نقاط قرمز 1 درصد. تولید ایران با توجه به این داده ها 6% تولید چین بوده )

این تصویر هم که تصویر نامبرده است!

گل سیب زمینی ...

...و میوه(میوه سیب زمینی به خاطر دارا بودن نوعی از آلکالوئید ها کاملا سمی هست)


جوانه سیب زمینی (زمانهای خیلی دور پیدا کردن یه سیب زمینی که جوونه زده باشه یکی از چیز هایی بود که منو خوشحال می کرد! قسمت جوونه دار رو می کاشتم توی باغچه و اگر خیلی بخت با من یار بود چند ماه دیگه 2 عدد سیب زمینی به اندازه 2تا گیلاس برداشت می کردم! اگر هم دچار تغییرات آب و هوایی و بحران غذا می شدم که لذت کشاورزی بنده به چیدن گلهای زیبای اون خلاصه می شد! )


مزارع سیب زمینی (تصویر دوم هم که "فلاوین دختری در مزرعه سیب زمینی " رو می بینید!)