‏نمایش پست‌ها با برچسب eco. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب eco. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۸ مهر ۲۴, جمعه

مقابله با تغییرات آب و هوایی با استاندارد

خب این هم یه راهش می تونه باشه...

۱۳۸۸ مهر ۱۱, شنبه

Blog Action Day

یاد پوستر و تم روز جهانی غذای پارسال می افتم... تغییرات آب و هوا و گرم شدن زمین
حتی چند ماه قبل تر، روز و هفته جهانی بهداشت 2008 هم همین تم رو داشت و چند تایی پوستر جالب که چطوری با این تغییرات سلامت انسان به خطر می افته، بدون اینکه بییننده لازم باشه کلی تکست خونده باشه...
فکر می کنم که چرا دیگه امسال خبری از این موضوع نیست؟

ما که اینجا داریم این تغییرات رو بد جوری احساس می کنیم و خاک و خشک سالی هنوز هم ادامه داره.
ولی world blog action 2009 تم تغییرات آب و هوایی رو انتخاب کرده. در 15 اکتبرکه به گفته این سایت یک روز یک موضوع هزاران صدا، قرار هست وبلاگ دارهایی که گلوبال وارمینگ و ... براشون مهم هست، اینجا ثبت نام کنند و 15 اکتبر یه پست در این مورد داشته باشند.
این سایت نوشته که این بزرگترین تغییر اجتماعی در محیط وب هست و امیدوارم که در دنیای واقعی هم نتیجه ای داشته باشه.
مشکل اصلی تولید کننده های گاز های گلخانه های هستند که ظاهرا چین باز هم اول هست و بعد آمریکا.
البته یه خبر نه چندان جدی هم خوندم که ناسا می خواد مدار زمین رو تغییر بده، یه طوری که از خورشید دور تر بشه! اصلا چطوره که خورشید رو دورتر کنیم یا دمای اون روکم کنیم؟
فقط اگه خواستیم بریم طرف خورشید یه جوری حرکت کنیم که شب برسیم!
یه راه سخت دیگه هم برای من اینه که یه روزی که مهم نیست چندم چه ماهی هست برم یه جای دیگه که هنوز بارون می یاد...




۱۳۸۸ مهر ۶, دوشنبه

Fading Red Tide

"آلفونس گابریل" گفته کویر کسی را که یک بار گرفتار افسونش شده باشد را دیگر رها نمی کند. اگر من بودم در مورد خلیج فارس این جمله رو می گفتم.

کشند قرمز(kashand) یا Red tide که پارسال خلیج فارس رو درگیر کرده بود و حتی به آب های ماهشهر هم رسیده بود، در حال ناپدید شدن هست و 'گفته شده که فقط در آب های هرمزگان هنوز دیده می شه ولی خیلی کمتر. در حد 200 هزار در هر واحد به نسبت بیشتر از یک میلیون که قبلا دیده بودم.
بعد از سفر قشم پارسال و جنگل های حرا، حس عجیبی نسبت به خلیج فارس دارم. شاید اگر کمی بیشتر اونجا بودم مثل غواص توی فیلم Le Grand Bleu دلم می خواست برم و برم... البته تنها همین یک بار نبوده.
بر خلاف تصور خیلی ها، خلیج فارس اصلا به اهواز نزدیک نیست و دیدار ما فقط به سفرهای گاه به گاه محدود می شه!
شندین این خبر برای من خوشحال کننده بود. ولی خب نمی شه خوش بین بود که کاملا خطر رفع شده. همونطور که اینجا نوشته در دمای بالا رشد جلبک ها کم می شه که شاید با سرد شدن هوا دوباره به حالت اول برگرده...
جدای کشند قرمز در جنوب، دریای خزر هم مدتی است با یک شکوفایی جلبکی-Algal Blooms- دیگه مواجه شده که Nodularia، یک جلبک تک سلولی سبز آبی، مسئول اون هست.
اگر این فیتو پلانکتون ها انقدر مهربون باشند که توکسین تولید نکنند، به خاطر جمعیت زیادشون، اکسیژن محلول در آب رو کم می کنند و زندگی بقیه رو خفه می کنند.

۱۳۸۸ فروردین ۳, دوشنبه

بومیایی-2

22 مارس روز جهانی آب بوده، به این مناسبت بد نیست نگاهی به این خبر بندازید. البته آبادان و خرمشهر خیلی وقته که دیگه به اسم ها شون ربطی ندارند و با این شرایط بدتر... آبادان و خرمشهر!
در مورد EC آب هم اینجا رو ببینید.
و کارون هم که همیشه این موقع از سال پر از آب بوده و تقریبا توی زمستون حتما انقدرپر آب می شد که جاده ساحلی بره زیر آب و 2-1 روز بعد یه تیکه آسفالت کج و کوله بیاد بیرون این روزها قابل پیاده روی شده! من تجربه اش رو دارم!
اینکه این ها ربطی به انتقال آب کارون از سرچشمه هاش، به قم و کرمان و این ور و اون ور داره هرچی شما بگید دیگه...

۱۳۸۷ اسفند ۲۱, چهارشنبه

پیش بینی وضع هوا در سه سوت، تضمینی

اینجا، یا هوا آفتابی آفتابی هست یا گرفته. گرفتگی هوا در یکی دو سال اخیر، دلیلی به جز ابر و بارون داره و اون هم به قول گزارشگر های هوا شناسی "پدیده گرد و غبار" هست که تقریبا پیش بینی هر روز و همیشه ما شده...

ولی بدون دسترسی قبلی به اخبار آب وهوا، چه از تلویزیون و یا اینترنت، پیش بینی اینکه امروز که هوا آفتابی نیست تا چند ساعت باز گرد و خاک داریم یا شاید بارون بباره کار هر کسی نیست...


وقتی قراره باز خاک بباره ، با اینکه آبی آسمون دیده نمی شه ولی نمی شه به خورشید نگاه کرد. نفس که می کشی زبری خاک رو می فهمی...


و از همه مهم ترصدای همهمه و هیاهوی گنجشک هاست که مثل همیشه است.



...


ولی اگر قرار باشه بارونی بباره با خیال راحت می شه به آسمون نگاه کرد. آفتاب کمی دست از سر ما برداشته و ابرهای تیره چتر و چادر ما شدند!

و کمی قبل از بارون گنجشک های خونه به طرز باور نکردنی و نگران کننده ای آروم و ساکت هستند و هوایی که به صورتت می خوره خنک و مهربونه!


پیش بینی " بارون" دیروز هم درست از آب در اومد و من روکه تازگی ها این نظریه رو ارائه داده بودم و همین چند قطره بارون- که کاش کمی بیشتر ادامه داشت- روسفید کرد...

هرچند متهم شدم که شاید زلزله رو هم بتونم پیش بینی کنم! همیشه همینطوری بوده! با جنبش های علمی و اصیل این طوری برخورد شده!

۱۳۸۷ بهمن ۱۵, سه‌شنبه

آبهای نیلگون خلیج فارس

از نیمه دوم سال 87 مردم جزایر و شهرهای ساحلی شرق خلیج فارس با پدیده ای نادر رو به رو بودند، دریای قرمز به جای آبی. کیش، قشم، هرمز و بندر کنگان و ...
کشند قرمز- red tide- دلیل مرگ ماهی ها و سایر آبزیان و پرندگان ساحلی خلیج فارس در این مدت بوده.
این موجود نوعی تک سلولی فتوسنتز کننده یا فیتو پلانکتون هست که در جمعیت زیاد به دلیل وجود رنگیزه قرمز ظاهری قرمز به آب دریا می ده.
مشکلی که اینجا وجود داره زیاد شدن جمعیت این تک سلولی و به دنبال اون کاهش اکسیژن محلول در آب هست و همینطور این
موجودات نوعی نوروتوکسین تولید می کنند که سبب مرگ بقیه موجودات وابسته به دریا خواهد شد.
دلیل این افزایش جمعیت آلودگی های زیست محیطی ناشی از فعالیت های انسان، به خصوص آلودگی های نفتی- که در خلیج فارس کم نیست- و ورود فلزات سنگین و فاضلاب های صنعتی و خانگی به آبهاست که محیطی مغذی رو برای این جلبک تک سلولی فراهم می کنه.
هرچند که دلایلی از جمله تغییر فصل و تغییر دما هم گفته شده که در ایجاد این پدیده موثر هستند.
در هر اکوسیستمی گاهی تعادل به نفع یا ضرر یک گونه کمی تغییر می کنه و دوباره به حالت اول برمی گرده، اما به نظر نمی رسه چیزی که اینجا اتفاق افتاده "تغییر کم تعادل" باشه.
شاید تغییرات آب وهوا هم نقش داشته باشه ...
به هر حال رد پای بشر به چشم می خوره!
الان دارم به قشم فکر می کنم که آذرامسال اونجا بودم. درسته که طبیعت قشنگ و منحصر به فردی داشت ولی خب چیزی که به چشم میومد فقر و توسه نیافتگی جزیره بود. وقتی که ماهیگیری یکی از فعالیت های مهم اقتصادی اون حوالی باشه این پدیده مخرب دورنمای امیدوار کننده ای رو نشون نمی ده.
فقط امیدوارم که هر چه زودتر این مشکل حل بشه.


تصویر میکروسکپی متهم اصلی (Karenia brevis)


۱۳۸۷ آذر ۲۹, جمعه

قشم...

آدم چند روز بره بندر عباس و قشم و بازعاشق بشه...
و وقتی می خواد برگرده کلی غصه دار بشه که پیش میاد دوباره برگرده...
من اونجا عاشق گل های استبرق شدم و گل کاغذی های نارنجی و زرد و کاکتوس هایی که گوشه کنار شهر داشتند زندگی خودشون رو می کردند...

عاشق جنگل های حرا که ریشه عجیبشون آب شور دریا رو تصفیه می کرد و اکوسیستمی
که تو دنیا تک هست و انقدر ذوق کردم وقتی شنیدم که بافت اسفنجی ریشه، نمک آب رو می گیره که راهنما از قایق پیاده شد و یه ریشه برام جدا کرد!
"آب رو تصفیه میکنه"! این کار به راحتی صرف کردن فعل "تصفیه کردن" نیست. مطمئنا... کلی پمپ و کانال تخصص یافته باید توی غشای هر سلول ریشه باشه و بافت های تخصصی و مسیرهای یونیک بیوشیمیایی ...

و عاشق همه پرنده هایی که توی این جنگل ها زندگی می کردند و مارمولک های سیاهی که در گل ولای زمین جنگل بودند و پوست سیاهشون زیر نور آفتاب برق می زد...


و اینکه اونایی که صبح رفته بودند جنگل حرا شاخه های بالایی درخت ها رو دیده بودند و من که ظهر اونجا بودم یه دنیای دیگه دیده بودم...


و مبهوت جزر و مد شدم و اینکه صبح زود آب بالا بود و ظهر که می شد خیلی از قایق ها و لنج ها به گل نشسته بودند! اینکه به این وضوح تاثیر جاذبه ماه رو روی زمین ببینی به جز شیفتگی هیچ راهی برات نمی مونه ... حالا هر چقدر هم که قبلا خونده باشی و شنیده باشی...

و خلیج فارس که زیادی آبی بود وعمیق و بزرگ و شور!


و اینکه توی ساحل فلامینگو می دیدی! شاید به همون راحتی که گنجشک می بینی تو شهرت و فکر میکنی که از این پرنده ها با پر و نوک گل بهی فقط تو فیلم های مستند خارجی می شه دید!





(گل استبرق، وقتی صبح روز اول، به محض بیرون اومدن با همچین منظره ای مواجه بشید خب باید "دل از کف بدهید"!)

(جنگل حرا، حد مد مشخص هست... )

( راهنمای محلی قایق که داره یه ریشه جدا می کنه)

(تمام جزیره رو ناهمواری هایی رسوبی شبیه این پوشانده بود)


(غار های خربس هم در دل تپه ها و بلندی ها بود، یادگار حضور پرتغالی ها... قشم "قدمت" داشت و تاریخ...)


(پرتغالی ها در این غارها که خودشون درست کرده بودند مستقر بودند و از این جا می تونستند جزیره رو زیر نظر داشته باشند)


(بر روی دیواره های غار چهره هایی نقش بسته بود )


(این هم ، ورودی غارهای خربس! شیوه جدید عکاسی... خود مستند نگاری یا Auto-shadow-photography! )


(حتی سوار قایق هم شدم!)


(قایق حتی خیلی تند می رفت...!)

(...)

ولی خوشحالم که ناشناخته است جایی مثل قشم و دور از دسترس هست و امیدوارم هیچ وقت مثل شمال و دریای خزرو روستای کندوان و دریاچه گهر شناخته نشه که پر از زباله و پلاستیک بشه و با داس سرخس های جنگل های نزدیک ساری رو ببرند که غذای دام بشه و شاید برای اینکه تکه زمینی رو صاحب بشند...

و امیدوارم که به امید "رونق اقتصادی" اونجا هیچ وقت شلوغ نشه وقتی که به طبیعت و محیط زیست و اهمیت "ذخیرگاه زیستی" بودن و اثرات بهم خوردن اکوسیستم و نابودی گونه ها و تبعات منفی حضور توریست حتی فکر نمی کنیم...

و امیدوارم که هیچ سربازی روی دیواره های غارهای تو در توی خربس یادگاری ننویسه و تاریخ حضور نزنه!


البته می دونم که اونجا از اهواز همیشه مرداد تر هست و شرجی و گرمای وحشتناک تری داره و شاید همه اینها به خاطر هوایی بود که به شدت خوب و بهاری بود و آفتاب ملایم و وزش باد ساحلی خنک... ولی مطمئنم که من عاشق همه این ها شدم و می مونم...

۱۳۸۷ آذر ۵, سه‌شنبه

باران، جوانان و چالش های روبه رو!

هر اتفاقی بیافته، هر چی بشه حتی عوض شدن برگ های تقویم اینجا آخرش همیشه مرداد است که است...
هزار بار هوا ابری و بارونی می شه، دم می شه، هوایی می شیم ولی خبری از یه بارون درست حسابی نیست که نیست.
این روزا حتی دیگه مثل قبل به "رمانس" بارون فکر نمی کنم. فکر می کنم که اگه بارون نشه چی می شه... کم آبی، خشکسالی...

دیگه از این همه روزای آفتابی خسته شدم و کاش یک کم مدل آب و هوا عوض می شد... من ژاکت می خوام، کاپشن گرم می خوام، شیشه مه گرفته می خوام، یخما می خوام...
می خوام که بارون بیاد و بعد تمام دستفروشای خیابون امام و نادری چترهای بی بار مصرف چینی بفروشند و همه هم تند و تند بخرند و ما هم بخندیم!
دلم می خواد یه بچه دبستانی رو ببینم که چتر رنگی رنگیشو باز کرده و کلی تو چشماش خوشحالی هست...!
دلم می خواد یه بار زیر بارون بمونم و وقتی می رسم خونه برم جلوی بخاری بشینم...
فقط می خوام که ظهرها که برمی گردم خونه آفتاب چشمم رو کور نکنه و نپزم...
یه ماه دیگه پاییز تموم می شه...
یکی دوشب مونده به یلدا پارسال یادش بخیر... که من هی داشتم تلفنی به اشنایدر توضیح می دادم اینجا هوا خیلی خوبه، وری نایس! کم مونده بریم 13 به در... و اون هی می گفت برو تو خونه هوا وری کلد...

همه اینا به خاطر این بود که دیروز بعد از اون همه ابر فقط 2 دقیقه بارون اومد و تصورم این بود که دیشب باید اون همه ابر بارون می شد و نشد و من لجم گرفت...

۱۳۸۷ مهر ۱۶, سه‌شنبه

تغییرات آب یا هوا یا چی؟

یک ماه بیشتر هست که قرار شد به بهانه روز جهانی غذا از طرف مرکز پزشکی ما برای خانواده کارکنان یه سازمان که مهمترین نهاد در مدیریت آب و انرژی استان هست برنامه ای با محوریت تغذیه و سلامت بر گزار بشه. البته با یه کنفرانس در مورد بحران غذای امسال برای کارکنان.

یکی از برنامه ها نصب پوستر روز جهانی بر بیل بورد این سازمان بود. چند روز پیش من CD پوستر رو که فارسی کرده بودم به آقای مدیریت محترم مرکزپزشکی دادم.

وقتی پوستر رو دید اخماش تو هم رفت و گفت این چیه کشیدی؟ نه قشنگه نه پیامی داره... تغییرات آب و هوا یعنی چی؟

کمی طول کشید تا توضیحات من در مورد این که اینو من نکشیدم (!) بلکه فائو منتشر کرده موثر واقع شد...


]دفتر مدیر روابط عمومی سازمان [

آقای مدیریت محترم مرکز: خانم فلانی در کلینیک تغذیه مرکز پزشکی هستند و قرار شده به مناسبت روز جهانی غذا برنامه داشته باشیم. این پوستر روز جهانی غذاست در مورد تغییرات آب و هوایی... البته تغییرات هواش به ما ربط نداره ولی تغییرات آب مربوط می شه به ما و جدیدا آب اهواز... !

آقای مدیریت روابط عمومی سازمان: بله البته ما دوست داریم همه چیز رو به هم ربط بدیم...(کمی خوشحال شدم، مثل اینکه این می فهمید)... اتفاقا ما امسال خشکسالی و کم آبی بدی داشتیم. بازده نیروگاه های ما بد بوده...

من: خب موضوع هم در مورد همین چرای خشکسالی و تاثیر اون بر زندگی ماست، بحث تغییرات آب و هوایی تو دنیا شناخته شده است برای این می خواستم پوستر روی بیل بورد بره تا چشم مردم با این مفهوم حداقل آشنا بشه...

آقای مدیریت روابط عمومی سازمان: خب من که گفتم امسال به دلیل خشکسالی با کمبود بودجه روبه رو هستیم. هزینه های جانبی رو سعی داریم حذف کنیم. راستی شما بخش تغییرات آب کار کردین یا تغییرات هوا؟

...

کسی چه میدونه شاید حذف هزینه های جانبی هم یه پیامد گرم شدن زمین و تغییرات آب و هوایی باشه!

بهتر دیدم قبل از اینکه کل برنامه هزینه جانبی بشه بی خیال تمام برنامه ها بشم. Schneider Huffman هم که نیست...

خدا رو شکر خیلی ناگهانی برنامه یک هفته ای کلاس های آموزشی انجمن دیابت تهران پیش اومد. 20 تا 25 مهر!

فعلا برای اینکه با دلیل موجه و باکلاس تونستم فرار کنم دوازده هزار و دویست و شونصد تا خوشحالم!


۱۳۸۷ مهر ۲, سه‌شنبه

روز جهانی غذا



بلاخره پوستر روز جهانی غذا منتشر شد. 16 اکتبر هر سال، به نام روز جهانی غذا نامگذاری شده. در هر سال یک موضوع خاص متناسب با مسائل و مشکلات روز، مد نظر قرار می گیره و یک سری برنامه ها هم برای پرداختن به اون موضوع اعلام می شه.

تاقبل از اعلام موضوع امسال و انتشار پوستر، بحران غذای امسال و دلایل بحران به عنوان محور اصلی مورد نظر بود.

تم اصلی روز جهانی غذای امسال تغییرات آب و هوایی و افزایش تقاضای سوخت های زیستی هست.

اولین پست این وبلاگ هم با این موضوع شروع شد! بعد از هفته نامه سلامت، مشخص شد که فائو و سازمان ملل هم از خوانندگان این وبلاگ هستند!

در ضمن من عاشق همه پوسترهای سازمان ملل و فائو هستم!


۱۳۸۷ شهریور ۲۹, جمعه

غذاهای ارگانیک; FACT or FAD

بعضی ازآب میوه ها، چه وطنی چه خارجی، طعم نگهدارنده دارند.

بعضی از کارخونه ها کلی بنزوات سدیم به کنسروها و سوسیس و کالباس می زنند تا کوتاهی در بهداشت در فرایند تولید، تا گرفتن پروانه بهداشتی و استاندارد و... مشخص نشه و آزمون تعیین بنزوات سدیم سرطانزا در محصول مورد نظر سخت و پر هزینه است.

ترکیب آب رودها و دریاچه ها وآبگیرها و سفره های زیر زمینی به خاطر استفاده زیاد از کودها و سموم تغییر کرده و باعث تغییر اکو سیستم محیط اطراف شده.

عجله مرغداری ها و دامداری ها و استفاده بی رویه از هورمون های رشد باعث شیوع بلوغ زود رس و هیرسوتیسم (hirsutis) در سالهای اخیر شده و...

چنین مسائلی خیلی ها رو به فکر پیدا کردن راه حل واداشته. شاید یکی از این راه حل ها کشاورزی ارگانیک باشه.

غذاهای ارگانیک یا کشاورزی ارگانیک از جمله مفاهیم جدید در حوزه تغذیه و کشاورزی است. در ایران هنوز چنین شیوه ای مرسوم نیست و طبیعتا محصولات ارگانیک هم وارد بازار نشده.

غذاهای ارگانیک طبق استاندارد مشخصی تولید می شوند. کشت این غذاها بدون استفاده از آفت کش ها ، غنی کننده های خاک و کودهای شیمیایی مرسوم و کودهای حاصل از فاضلاب های انسانی است.

فرایند آماده سازی این غذاها بدون استفاده از افزودنی های شیمیایی و رنگ های مصنوعی باید باشد. برای جلوگیری از فساد در هر مرحله، کاربرد مواد نگهدارنده و استفاده از پرتوهای رادیو اکتیو ممنوع است. در مورد دام ها نیز از آنتی بیوتیک ها و هورمون های رشد استفاده نمیشود. حتی در پروتکل بعضی از کشورها این محصولات نباید دست کاری ژنتیکی شده باشند. نهایتاً در بسته غذایی عرضه شده در مراکز خرید نباید ترکیب غیر ارگانیکی وجود داشته باشد.

با رعایت تمام این شرایط محصولات عرضه شده در نهایت برچسب " Organic Food" یا " 100% Organic food" خواهند داشت.

کارایی این شیوه کشاورزی هنوز مورد بحث است. در یک مطالعه در دانمارک، افت مقدار محصول تا نصف گزارش داده شده.

آژانس استاندارد غذا ((FSA هم تایید نکرده که غذاهای ارگانیک سالم تر هستند و انتخاب چنین غداهایی رو فقط یک شیوه زندگی دونسته، مثل گیاه خواری.

ولی راستش تصور اینکه بدون کود شیمیایی و آفت کش ها بتوان مشکل غذایی 7 میلیارد نفر آدم مقابله کرد برای من سخت هست.

هر چند که با یه حس مینیمالیستی و طبیعت گرایانه می شه از اینکه دیگه غذاها کود شیمیایی و آفت کش و هورمون ندارند خوشحال بود.

ولی کپک و آفت و زنگ گندم و ... هم طبیعی هستند!

مطمئنم که در گوشه ذهن هر کسی خاطره نگرانی مادر یا مادر بزرگش از کپک زدن مربا و ترشی و خیارشور و رب گوجه فرنگی خونگی وجود داره!

بین سالهای 76 تا 78 به دلیل وجود سم افلاتوکسین، متابولیت قارچ آسپارژیلوس (fungus Aspergillus )، صادرات پسته ما به اروپا دچار مشکل شد. قارچ آسپارژیلوس یکی از آفات مهم دانه ها مثل پسته و حبوبات و گندم و برنج و سایرغلات هست.

افلا توکسین، مثل خیلی از مایکو توکسین ها که سبب فساد مواد غذایی هستند، جز ترکیبات بالقوه سرطانزاست.



(زمستون دو سال پیش قیمت سم بالا رفته بود و دیدن همچین منظره هایی کاملا عادی شده بود!)


در واقع سمیت یا عدم سمیت را بودن یا نبودن محض یک ماده، مثلا باقیمانده سم دریک محصول باغی، تعیین نمی کند. به گفته پاراسلسوس (پزشک سویسی در قرن 16) " مقدار ماده در بروز سمیت مهم است."

به نظر می رسه اگر به دنبال ضمانت های اجرایی محکم تری برای حد و حدود استفاده از نگهدارنده ها و سموم و کود ها و ... باشیم بهتر هست. مشکل عدم رعایت استاندارد هاست. انحراف در معیار در مورد این محصولات هم می تونه اتفاق بیافته.

شاید پیشرفت تکنولوژی و علم در آینده راه منطقی دیگه ای رو باز کنه. مثل کشاورزی گلخانه ای که کنترل بیشتری بر آفات و مصرف کود وجود داره و یا مبارزه بیولوژیکی با آفات...

شما کدوم رو انتخاب می کنید؟ آب لوله کشی با کلر کاملا سمی( البته با مقداری که موجب سمیتی کمتر از آسپیرین می شود) و یا بدون کلر و طبیعی و ابتلا به وبا و عفونت ناشی از E. coli و ...

۱۳۸۷ شهریور ۲۰, چهارشنبه

نیواورلئان شدگان

خب گاهی وقت ها انقدر درگیر هستی که یادت می ره وبلاگ داری تا اینکه طوفان بیاد و زندگیت با خاک یکسان بشه!

دیشب حدود 8:30 به طور ناگهانی طوفان شد. حتی نزدیک شدن توده غلیظ گرد و خاک رو دیدم. این طوفان که هنوز اسم نداره بعد از یه ساعت با اومدن بارون ادامه پیدا کرد و تا نیمه های شب طول کشید.

تو راه برگشتن به خونه کلی درخت شکسته بود. شب عجیبی بود. اون همه خاک و بعد بارونی که حتی آبان هم منتظرش نیستیم و آب گل آلودی که تمام سطح شهر رو گرفته بود...

در مدت زمان کمی شهر تاریک و تعطیل شد و مانع عکس گرفتن بیشتر!

باد تمام دایره زنگی ها رو از جا کند! تمام شب صدای قل خوردنشون شنیده می شد! حتی اینترنت هم اوضاع روبه راهی نداشت. این شد که الان از دنیا بی خبریم! فقط به طور کلی می دونم که این شرایط دامنه وسیعی داشته.

ظاهرا قرار هست که ست بلایای طبیعی اهواز و شهرهای دور و بر کامل بشه! زلزله، طوفان و احتمالا باید منتظر سیل باشیم!

خب دیگه تغییر اقلیم، سیل، خشکسالی، برف و بارون بی موقع و بیش از حد و ... همه نشونه های گرم شدن زمین هست.

این سایت جالب رو یه نگاه بندازید. هم علائم گرم شدن زمین رو می تونید ببینید و هم اینکه هر کدوم از این علائم در کدوم نقطه از جهان خودش رو نشون داده.

در مورد ایران هم اینو می خونید:

147. Iran - Desiccated wetlands, 2001 Ninety percent of wetlands have dried up after 2 years of extreme drought. Much of South West Asia has experienced a prolonged three-year drought that is unusual in its magnitude. Out of 102 years of record, 1999, 2000, and 2001 rank as the fifth, third, and seventh driest on record. 1999-2000 was the driest winter on record.

و در مورد خلیج فارس:

52. Persian Gulf - Coral reef bleaching.

باید باور کنیم زمین حالش بده...!

البته چرا زمین داره گرم میشه رو عمدتا از کشورهای صنعتی باید پرسید که مسئول تولید بخش بزرگی از گازهای گلخانه ای مثل کربن دی اکسید هستند.

دیشب تو اون شلوغی چند تا عکس هم گرفتم به امید اینکه این آخرین طوفان خاک باشه!




اینم از بارون :


راستی همه دنیا، طوفان هاشون اسم دارن، شما در این مورد نظر یا پیشنهادی ندارین؟


۱۳۸۷ شهریور ۷, پنجشنبه

زلزله- هفتم شهریور87

امشب، حدود ساعت 2:20 زلزله اومد. طوری که اصلا نمی شد نادیده گرفت و همه رو بیدار کرده بود! اینو از سر و صدایی که از خیابون میومد می شد فهمید.
بزرگی زلزله 5/6(پنج و شش دهم) اعلام شده و مرکز اون هم در عراق بوده. ظاهرا استان لرستان و ایلام هم درگیرشدند...
برای اطلاعات بیشتر می تونید اینجا رو ببینید... یا سایت پژوهشگاه بین المللی زلزله شناسی و مهندسی زلزله
در این نقشه ویژگی های دقیقتر رو می تونید ببینید.
ولی برای جزئیات بیشتر و آمار خسارت و ... باید تا فردا صبر کرد.
اگر دیگه ندیدمتون خداحافظ!
گفتم شب که می خوابید موبایل هاتون رو ویبره نباشه...!


۱۳۸۷ شهریور ۱, جمعه

تیر، مرداد، شرجیور!

آخرین روز مرداد، هوا بس ناجوانمردانه بد بود!

گرمای نزدیک 50 درجه و رطوبت بالای 90 درصد... خب اینکه بگم همه جا مثل سونای مرطوب می شه، انگشتای دستتون به هم می چسبه، نفستون بند میاد، چنددقیقه راه رفتن در همچین هوایی از زندگی نا امیدتون می کنه و... این چیزی رو از سختی مساله توضیح و شناسوندن شرجی کم نمی کنه! بحث بر سر چیستی و ماهیت این پدیده امری ذهنی نیست و الزاما تجربی است! خدایتان نصیب کناد!

آیا ما باید در طول زندگی هر سال بخار پز شویم ؟

وآیا با گرد و غبارهای اخیر چه باید کرد؟

و آیا Difficalty زندگی در این منطقه جغرافیایی چقدر قراره بالا بره؟

و آیا از رنجی که از این آب و هوا می بریم یا چی؟

۱۳۸۷ مرداد ۶, یکشنبه

سفره های نفتی؟؟؟

از این جهت عنوان این پست رو سفره های نفتی انتخاب کردم چون قرار بود نفت سر سفره های مردم ایران بیاد! ولی خب الان تو دنیا اتفاق های دیگه ای داره می افته...

چند روز پیش یه خبر خوندم که هواپیماهای بوئینگ 747 خطوط هواپیمایی ژاپن هم قرارهست ازنوعی biofuel استفاده کنند که از گیاه jatropha بدست میاد و خوشبختانه این گیاه مصرف خوراکی نداره و اینطوری از سفره ساکنین زمین چیزی کم نمی شه.

سوخت های زیستی از توده های زیستی که به تازگی مردند به دست میاد. تقریبا تمام روشهایی که این مواد جامد رو به مایع تبدیل می کنه تا به عنوان سوخت قابل استاده باشند ، 2 روش کلی هستند:

در روش اول چغندر قند یا نیشکریا نشاسته ذرت(corn,maize) رو به کمک مخمر تخمیر می کنند که محصول نهایی اون اتانل یا اتیل الکل هست.

و روش دیگه استفاده از روغن گیاهان روغنی مثل روغن پالم، ذرت، سویا و اخیرا جاتروفاست. ویسکوزیته این روغن ها وقتی حرارت می بینند کم می شه و مستقیما در موتورهای دیزلی قابل سوختن هستند.

همونطور که می بینید قسمتی از غذا یا بهتره بگیم کالری مورد نیاز مردم دنیا به سوخت تبدیل می شه.

ولی خوشبختانه روغن جاتروفا که خطوط هوایی ژاپن و قبلا هم هواپیماهای جامبو جت747 Air New Zealand به عنوان سوخت انتخاب کردند، به دلیل داشتن ترکیبات سمی مثل لکتین و ساپونین و ترکیب سرطانزای phorbol مصرف خوراکی نداره. تقریبا مثل گیاه کرچک توکسیته بالایی داره و همونطور که حدس می زدم دانه های روغنی گیاه کرچک(castor) هم به عنوان سوخت زیستی مطرح هست.



( ریشه گیاه که نیست، گل جاتروفاست دیگه!)


(میوه های نخوردنی جاتروفا)


( دانه های روغنی گیاه)


(مزارع جاتروفا، این گیاه قبلا فقط به عنوان پرچین در هند و مناطق حاره ای آمریکای جنوبی کار برد داشته)


دانه های جاتروفا حدودا 40% روغن داره. روغن به دست اومده در هکتار جاتروفا 10 برابر بیشتر از روغن ذرت و 4 برابر بیشتر از روغن سویاست. تمام این خصوصیات جاتروفا رو به عنوان یه سوخت زیستی با صرفه مطرح می کنه.

تفاله های دانه های جاتروفا پس از روغن گیری باز هم قابل تخمیرهست و میشه از اون به عنوان biomass الکل گرفت.

biofuel, biomass, biodiesel, bioalcohol, biogas, bioenergy from waste و...تمام این واژه ها تعریف دقیقی در زمینه سوخت های زیستی دارند.

خووندنی در این باره خیلی خیلی زیادهست... و از اون جایی که می دونم طولانی بودم مطلب از جذابیت لازم رنج نمی بره(!) و اشنایدر هم معترض می شه دیگه بی خیال می شم!

۱۳۸۷ خرداد ۲۹, چهارشنبه

بحران زمین


سلام اول!

راستش خیلی فکر کردم که یه وبلاگ که رویکردی به تغذیه داره چطور می تونه شروع بشه... البته خب چون زمانی که این وبلاگ رو راه انداختم درست زمانی بود که اخبار "food crisis" رو خیلی میدیدم و میشنیدم و بحث روز بود من هم بد ندونستم با این قضیه وبلاگ رو شروع کنم.

شما هم اگر پیگیر اخبار بوده باشید یا حداقل مجبوربودید که برنج بخرید، افزایش قیمت برنج و سایر خوراکی ها شما رو متوجه "بحران غذا" کرده که تقریبا ربطی به سیاست های داخلی نداره و این بحران از سال 2007 در سراسر دنیا شروع شده و قبل از اون هم صاحب نظران نسبت به وقوع چنین بحرانی آگاهی داشتند و آگاهی دادند...

ادامه مطلب ...